تبلیغات
..:: فرزنــــــدان انقلاب ::.. - 12بهمن ورود امام

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

 
   

:: صفحه نخست
::
تماس با ما
::
ایمیل ما
::
لینك آر اس اس
::
آرشیو مطالب
::
طراح قالب

:: آمـــــــــوزش
:: مقـــــالـــــه
:: داســـتــــان
:: مطالب جالـب
:: مطالب تاریخی
:: مطالب ادبی
:: اخبـــــــــــــار
:: تـصاویـر زیبــا
:: وال استریت
:: دفاع مقدس
:: زندگی نامه"بیو..."
:: دهه ی فجر
:: بیداری اسلامی

آرشیو پیوند ها ارسال پیوند

جای لوگوی شما
جای لوگوی شما
جای لوگوی شما

نویسندگان :
:: رضا فدایی

آمار بازدید :
 
آمار بازديد :
:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :


 





پیام مدیریت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به وبلاگ من خوش آمدید .لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ کمک کنید .

 

12بهمن ورود امام
مرتبط با : دهه ی فجر
12بهمن ورود امام



http://www.up.taktemp.com/uploads/3sutaa.gif


پدید آورنده : دکتر منوچهر اکبری - (استاد دانشگاه تهران) ، صفحه 300

با شکل گیری انقلاب اسلامی، روزهایی در تاریخ ایران تشخص یافتند که قبل از آن هیچ تشخص و برتری نسبت به روزهای دیگر نداشتند . روزها در تاریخ و فرهنگ و تمدن و سرنوشت یک ملت از دو نوعند یا در آن روزها اتفاقهایی رخ داده است که در سرنوشت هر کشور و ملت با نمود و تاثیر منفی از قبیل وابستگی، ضعف ، نادیده انگاشتن مقدسات و معتقدات دینی - ملی همراه بوده که شوم و تلخ و از جهتی دیر فراموشند که در زبان متداول به روزهای سیاه موسومند . در برابر این روزها، روزهایی داریم که با شادی، پیروزی، افتخارآفرینی، شکوه و عظمت همراهند که معمولا بدین روزها ایام الله گویند . البته با نوع تلقی و نگرش توحیدی و تلقی معنوی و عرفانی حتی روزهای اندوه و حزن در نظام الهی و در طرح کلی عالم و روند حرکت تکاملی نیز روزهای سرنوشت سازند . در فرهنگ غنی و بارور شیعی روز عاشورا و تاسوعا در عین غمگینی و اندوهباری، روز رشد، بقای دین خدا، تکامل فرهنگ، بیداری تجلی حماسه و شرف، ایثار، فداکاری، شهادت همگانی در راه اعتلای دین خداست یا در روزگار معاصر، روز پانزده خرداد 42 در عین حال که برای امام عزیزمان و برخی از یارانش روز سختی، گرفتاری، مصیبت، آغاز تبعید، دوری از خانواده و وطن و مسکن مالوف و پایگاه مبارزه و فقه و اجتهاد (قم) بود، ولی از جهاتی روز فریاد و بیداری و بیدارگری و افشای ماهیت ناشناخته و چهره واقعی رژیم طاغوت بود . روزی که جرقه انقلاب زده شد . روزی که حوزه و روحانیت به نقش کارساز و تاریخی و رسالت واقعی خویش عمل کرد . بی تردید در زمستان 1357 در فاصله 10 روز یعنی از 12 بهمن تا 22 بهمن که به دهه فجر موسوم است همه را باید ایام الله نامید . دوازده بهمن مقارن با بازگشت امام بود . روزی که بقول ظریفی خورشید یکبار از غرب رو بجانب شرق طلوع کرد . روز طلوع امید بخش خورشید خمینی، در سرزمینی که سالها به اجبار از آن دور بود . بازگشتی با شکوه، تاریخی از موضع اقتدار، سربلندی وعزت، بازگشتی که تمام رنج تبعید را، تبعید 15 ساله را از یاد می برد . روزی که امام به ایران آمد با وجود تمام ممانعتها، شیطنتها، و اراده هایی که مخالف آمدن امام بودند . روزی که تصورش حتی برای یاران و نزدیکان امام بسیار مشکل بود . روزی که احتمال هر خطر را نمی شد نادیده گرفت . ایام الله است که علیرغم تمام توطئه ها و طرحهای شوم و شیطانی که می شد از لحظه حرکت امام تا سوار شدن بر هواپیما، تا طول پرواز تا فرود در مهرآباد و حتی پس از خروج و حضور در ایران، همه در سایه لطف و عنایت الهی با سلم و سلام انجام گرفت . از میان اصحاب و اقشار مختلف جامعه شاعران نمی توانستند شکوه و عظمت، پیوند شور و شادی و حتی اشکهای شوق را نادیده بگیرند و از کنار آنچه اتفاق می افتاد ساده بگذرند، هر کس در حد وسع و به تناسب حال و روز و مایه و توان خود برای جاودانگی آن روز ذوق و استعدادش را بکار گرفت .

از مجموعه سروده هایی که به مناسبت بازگشت حضرت امام تدوین و چاپ شده است کتاب رسول صبح را برگزیده ایم و ضمن مرور و بررسی عناوین شعری آن، به نمونه های برتر و قوی، نظری تحلیلی، ادبی می افکنیم تا بازتاب و انعکاس ایام الله دوازده بهمن را در آئینه ذهن و زبان شاعران باز بنمایانیم:

اسامی انتخابی شاعران برای سروده های خود را می توان تحت عنوانهایی چند تنظیم و یکپارچه کرد . برخی با توجه به پیشینه قرآنی و مشابهتهای تاریخی در بازگشت امام تعابیر زیر را انتخاب کرده اند . مطلع فجر (ده ها مورد)، فجر پیروزی، طلوع فجر (چندین مورد)، فجر حضور، فجر آزادی، شکوه فجر، فجر بیداری، فجر امید، گلبانگ فجر، ستاره فجر، فجر صادق، والفجر .

بی تردید شرایط سیاسی، تاریخی که شاعران این اسامی را انتخاب کرده اند، بسیار مهم و نقش آفرین بوده است . شاید برای نسل دوم انقلاب که اختناق، ظلمت، جور ، ستم و حکومت سیاهی را درک نکرده است و دیده به فجر پیروزی گشوده، انتخاب اسامی مذکور حداقل در حد نسل قبل از انقلاب، بار معنایی و طول موج ندارد . شاعری خود را در حال و هوای آن ایام قرار داده تا پس از خروج از ظلمت حکومت ستمشاهی، فرانظر خویش قامتی را برافراشته بیند که در وجود مبارکش تمام آرزوها و آمال هزارساله خود را متبلور و مشهود است، جام زرین

آرزو را لبریز از می ارغوان دانسته به

یمن طراوت جوانه، و چشمهای بیدار ستاره در سپیده ای سرشار از امید و پیروزی است که چنین خنیاگرانه می گوید:

مطلع فجر و فوج نور آمد

لحظه ها از سپیده سرشار است

شاعری دیگر با ترسیم شاعرانه روزهای سیاه جور و ستم، قبل از رجعت تاریخی امام، از صف بردار شدگان، شت حکومت شحنه ها، پرواز خفاشهای خوف، بریدن سر عاشقان، خط دیو برچهره سپیده، اضطراب شب، هجوم خصم، مرگ خونین جنگل، بغض کبود شهر، آوازهای خونین، هم رنگ قفس سخن می گوید و ناگهان در این شرایط که با تکرار تعابیر مذکور، ملموس و محسوس است چنین واژه ها، عناصر و تعابیری را می آورد: آهنگ پای تکسوار، آمدن صبح، رها شدن زنجیر از پای سرداران، فناشدن شب، آواز سرخ آشنا، سرود سبز جنگل، آواز باران در مزرعه، ترنم آواز قرآن در کوچه ها، مهمانی فلق، صدای مردمی، فروریختن اسطوره های ننگ، در آمیختن خورشید با جان عاشقان، به راحتی نمی توان با کنار هم گذاری و تقابل این تعابیر بر بوم ذهن خواننده، فضای حاکم بر ذهن جامعه و شاعر را ترسیم کرد .

مطلع فجر

حسین اسرافیلی

شب، سایه ها بر راهها آوار بودند

مردان همخون، صف به صف بردار بودند

شب، شحنه ها تندیس وحشت ساز بودند

خفاشهای خوف در پرواز بودند

شب، نجیبان عاشقان را سر بریدند

شب، منجیان را سینه در معبر دریدند

شب، دیو بر چهر سپیده خط می انداخت

در رهگذار هر ستاره، دام می ساخت

شب، بر نشیب فاجعه، خون نقش می بست

در اضطراب شب، سترون بود هر دست

شب، مرگ خونین سوی جنگل راه می برد

باغ تفاهم در هجوم خصم می مرد

چشمان امت سوی جاده، تا سواران

آیند چونان ابر با آواز باران

در مرزعه خاک سترون آب می خواست

از پنجره چشم وطن مهتاب می خواست

بغض کبود شهر سد هر نفس بود

آوازها خونین و همرنگ قفس بود

آهنگ پای تکسواران پشت جاده

چشم سحر بر جاده قائم ایستاده

صبح آمد و شب را به ذلت سرنگون کرد

شب را شهاب تیغ مردان غرق خون کرد

زنجیرها از پای سرداران رها شد

شب در هجوم خشم سالاران فنا شد

تیغ سحر با خود نشان از کربلا داشت

آواز غربت بود اما بوی ما داشت

تیغ سحر آواز سرخ آشنا داشت

در جان مشتاقان، تب خورشید می کاشت

صبح آمد و جنگل سرود سبز سرداد

در مزرعه آواز باران را خبر داد

در کوچه ها آواز قرآن بود و حق بود

گلدسته های خاک را، مهمان فلق بود

مرد آمد و مردانه مردان را صدا کرد

خورشید را بر خیمه یلدا رها کرد

اسطوره های ننگ را چون بت فرو ریخت

خورشید را با جان مشتاقان درآمیخت

شاعر دیگر پایان عمر شب را با بازگشت رهبر آگاه، عشق به وطن همراه می داند و یاد شهیدان راه آزادی را که خونشان سر بقای نهضت شده است زنده می دارد . آرامش ابدی شهیدان را در ادامه راه روشن آنها و تبعیت از روح خدا می داند . بن مایه اصلی "فجر حضور "خوشامدگویی شاعرانه به امام است .

من بی رمق ز قحطی مهرم در این کویر

روح خدا تو فجر حضوری، خوش آمدی

(مصطفی پورکریمی)

برخی شاعران، فضای شعر را با نوعی شعارزدگی همراه کرده اند . البته یکی از ویژگیهای شعر آغاز نهضت اسلامی شعارزدگی است . روح جامعه در تلاطم بود، شعرهای از سر تامل و درنگ، شعرهای پخته و عمل آمده، شعرهای قوام یافته، یا نبود، یا مصداق النادر کالمعدوم بود .

در نمونه های زیرشاید لوازم و شرایط شاعری را نتوان سراغ گرفت یا بحدی کمرنگ و بی رمق است که نتوان بر آن امتیازی قائل شد .

ماه بهمن آمد و جان بر تن امت دمید

از پی دیدار جانان هر دلی مسرور بود

در طلوع فجر آزادی که عید نور بود

صبح صادق بود و پایان شب دیجور بود

این نمونه ها را باید به صفت "نظم"، موسوم کنیم تا شعر . اگر احساس پاک و نیت صادق شاعران را از برخی شعرها کنار بگذاریم، تعبیر نظم واژه مناسبتر از شعر گونه است .

از آنجمله اند نمونه های زیر:

با شکوفایی گلهای گلستان وطن

خبر از نغمه جانبخش هزار آمده است

از پی خواب زمستانی سنگین قرون

فصل سازندگی و کوشش و کار آمده است

نغمه شادی و آزادی مرغان چمن

از درون قفس و بند و حصار آمده است

گروه دیگری از شاعران آمدن امام را مشابه وزیدن نسیم بهار و یا بهار شادمانی، صدای بهار، رسول بهار، طلوع نور و بهار، بهار همیشه، قصیده خوان بهار، بهار مردم چشم انتظار، بهار معجزه، بهار در بهمن، یک گل و صد بهار و تعابیری از دین دست دانسته اند . این گروه با بهره مندی مناسب و سرشار از عناصر شعری حوزه و خانواده طبیعت، تمامت احساس سبز و لطیف و دل بارانی و شاداب خویش را به قالب اشعار ریخته اند .

در شعر "زره رسید سپیده" تموج و بازتاب خانواده کلمات برگرفته و مناسب با طبیعت بارورترین حوزه قاموسی را در شعر فراهم آورده است . شاعر بدون آنکه نامی از امام ببرد، از بساط سبزه، دشت لاله خیز، آمدن بلبل از سفر آنهم پس از کوچ زاغ، خبر می دهد .

ز ره رسید بهار

قاسم انصاری رنانی"امیر"

هوا، هوای بهار است و خنده، خنده یار

شکوه جانب باغ و نسیم سوی دیار

ز بعد رفتن زاغ، آمد از سفر بلبل

پس فرار زمستان، ز ره رسید بهار

ز روی خسته صحرا سپید جامه بگیر

به کشت سبزه، زمین را به باغبان بسپار

دگر ستاره غم از سپهر کمتر ریز

زهوش رفته زمین را، گلاب دیده ببار

ز جور قهر عدو، دل جراحتی دارد

به زخم دل ز گل عشوه مرهمی بگذار

بساط سبزه بیارا به کوه ریحان ریز

به صخره زنبق و زیتون، به دشت لاله بکار

خوش آن غزل که کند مجلس ادیبان گرم

خوش آن سخن که دل خفته را کند بیدار

سیاووش دیهیمی آمدن امام را با طلوع نور و بهاران پیوند زده است . در غزلی شیوا و نسبتا مناسب و در خور آن روزها، گاهی در تنگنای قافیه از آمدن "سوار باره نور" و برچیده شدن اساس دولت بیدادگر سخن می گوید:

طلوع نور و بهاران

سیاوش دیهیمی

سوار باره نور از پگاه می آید

دهید مژده که آن پیر راه می آید

به تن ردای امامت، به کف صحیفه نور

شکوه رحمت حق در نگاه می آید

سحر، شمیم تنش را شنیده است مگر

که غرق نور و ظفر با سپاه می آید

نسیم عشق به باغ شعور می خواند

نشاط و خرمی از صبحگاه می آید

اساس دولت بیدادگر ز بنیان ریخت

ز سوی حضرت حق، دادخواه می آید

به سالکان ره عشق و عارفان خدای

خبر دهید که "آن مرد راه می آید"

گشود بار سفر، رهنورد وادی نور

همای عشق از آن بارگاه می آید

به جستجوی شهیدان کربلای وطن

امیر قافله با اشک و آه می آید

نپژمرند دگر غنچه ها به دامن دی

که نو بهار به صد عز و جاه می آید

از جمله شعرهای ناب و بهاری که برای آمدن امام سروده شده و برخوردار از کثرت عناصر شعری از خانواده طبیعت اثری است با عنوان (ای بهار همیشه) از ایرج قنبری . شعری است در قالب نو، با تعابیری دلنشین، چه بسا رهایی از قید قافیه و ردیف و تنگنای هماهنگی و هماوائی و رعایت موسیقی کناری و بیرونی به شاعر اجازه آفرینش و نازک خیالی را داده است . تعابیر زیبایی چون: استغاثه دریا، ترکیدن بغض آسمان، آیینه در نهاد داشتن، بشارت صبح، درخت شهید، مدیون مهربانی، نور از نگاه نوشیدن، حضور پنجره، باغ آیینه ها، به شعر رنگ و رمق و رونق و بها بخشیده است:

ای بهار همیشه

ایرج قنبری

وقتی تو آمدی

دریا به استغاثه نشست

و بغض آسمان

ترکید

گویی حضور تو

انگیزه تکلمشان بود

مانند آفتاب

آیینه در نهاد تو بود

برگسترای بال نسیم

نشستی

و صبح را بشارت دادی

وقتی تو آمدی

دلها به پنجره ها پیوست

از هر شهید

درختی رویید

و هر درخت جلوه سبزی شد

جنگل هنوز

مدیون مهربانی توست

و ماه

نور از نگاه تو می نوشد

دیروز

خانه از حضور پنجره

خالی بود

و آفتاب نمی تابید

تنها پرنده بود

که می خواند

تنها درخت بود

که می پایید

تنها تو سرفرازترین بودی

که می سرودی

و ما به دستهای تو پیوستیم

قلبت بهار بود

پر از گل

قلبت ستاره بود

تو عشق را

به خانه ما آوردی

و مهربانی دستانت

ما را به باغ آینه ها برد

ای سبز

ای بهار همیشه

محمدرضا یاسری هم، یادآمدن امام را در بهمن 1357 نقش و نگاری شاعرانه زده است، در بیتی لطیف حرکت امام از مهرآباد تا بهشت زهرا و در بیتی هم با نوعی بازی با کلمات، خلاف آمد ضرب المثلی را در شعر می نشاند تا از طلوع آفتاب خبر آورد .

یک گل و صد بهار

محمدرضا یاسری "چمن"

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود

و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود

یاد باد آن دل تپیدنهای مشتاقان یار

و آن عجب نقشی که آن زیبانگار آورده بود

عشق را صد رشته جان، در نعل نوشین بسته بود

حسن را صد چشم دل، آیینه وار آورده بود

از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق

موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود

منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار

لیک ما دیدیم، یک گل صدبهار آورده بود

شب پرستان را به کار خویش حیران کرده بود

آفتاب ما که صبحی بی غبار آورده بود

"ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود"

کان چنان باغ محبت گل به بار آورده بود

در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق

در چمن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود

برخی از شاعران با رویکرد به تاریخ گذشته درصدد پیدایی تناسب تلمیحی و مشابهت سازی بین آمدن امام و دمیدن روح به کالبد ملت و کشور، جلوه ای از زندگی و حضور حضرت موسی را در تعبیر (سینای سحر) یا نمادی از زندگی حضرت عیسی و سلیمان و بازگشت یوسف به مصر و طور و موسی، نوح در رهایی کشتی از غرقاب حوادث و طوفان بلا، دم مسیحایی امام و پایان شب انتظار و گشایش دروازه های بسته و پیروزی بزرگ، بت شکنی خلیل الله، آمدن صحابه ای از جانب امام حسین، طلوع امید و عشق و سردار سرخ تبار تاریخ را زمینه بیان تلمیحات قرار داده اند .

قیصر امین پور در شعر "فصل تقسیم گل و گندم" با ذهنی بارور و قدرت چشمگیر تعبیرسازی و پیکرتراشی ذهنی ترکیبهای شاعرانه، انتخاب واژه هایی همخوان مانوس و در پناه پیوند استادانه واژه ها، تصویرهایی روشن و لطیف را خلق کرده است .

"در چشمان امیدبخش امام لایحه روشن آغاز بهار" را قرائت می کند و طرح لبخند امام را با پایان پریشانی ها مقارن می گیرد، با زبانی قوی و در عین بغضی دردمندانه و جانکاه چراغانی بازگشت امام را روشن از داغ دلها می گیرد و از دیگرسو گلهای زخم را برای آذین بندی راه امام نشان می دهد . در تعبیری بسیار لطیف، بدیع و زنده امام را صاحب حکم برای فرمان شکفتن گل می داند و سرانگشت آن عزیز را موجب آغاز گل افشانی می گیرد . غیر از فصول چهارگانه سال برای بازگشت امام فصول دیگری را تعریف می کند . پویایی تصویرها در پناه جواز شاعرانه فصل تقسیم گل و گندم، فصل لبخند، فصل تقسیم غزل، و غزلخوانی را هم از آن امام می داند . از وحشت عریانی ها به سایه امنی پناه می برد که از کسای آرامبخش انسان برپا شده است در عین حال که با لطافت و ظرافت به حدیث معروف کسا نیز اشاره دارد، جایی هم دستان کریم امام را سرپناه بی سر و سامانی ها می گیرد .

فصل تقسیم گل و گندم

قیصر امین پور

چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی ها

دستها تشنه تقسیم فراوانی ها

با گل زخم، سر راه تو آذین بستیم

داغهای دل ما جای چراغانی ها

حالیا دست کریم تو برای دل ما

سرپناهی است در این بی سر و سامانی ها

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی ها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غزلها و غزلخوانی ها

سایه امن کسای تو مرا بر سر، بس

تا پناهم دهد از وحشت عریانی ها

چشم تو لایحه روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی ها

محمد پیله ور هم در شعر "خوان هفتم" به بیان مناسبتهایی می پردازد که با آمدن امام همراه شده بودند . با بهم زدن ساختار و بهم ریختن کاربردهای تکراری و کلیشه ای تعابیر، سروده هایش را به جوهره شعری نزدیک می کند وقتی از روئیدن شهاب و صدای پای نفس های صبح در سکوت شب اضطراب و از روئیدن نفس آفتاب و تموج شط شراب، شکفته خوانی، عزم طور و سینا و کلیم و گذر از هفت خوان و اعلام پیروزی انقلاب خبر می دهد، همگی سعی برای خلق تعابیر و تصویرها و کاربردهای زبانی جدید است:

خوان هفتم

محمد پیله ور

به خواب شهر شب امشب شهاب می روید

درون سینه شب التهاب می روید

کسی به ماذن خونین فجر می خواند

که صبح تازه نفس با شتاب می روید

صدای پای نفسهای صبح می شنوم

که در سکوت شب اضطراب می روید

بخوان به نام شکفتن، به صبح بیداری

کز آتش نفست آفتاب می روید

من آب و آینه بردم به پیشواز همان

که در تموج شط شراب می روید

به غنچه، باد بهاری چه مژدگانی داد

که بر لبش گل لبخند ناب می روید

کلیم دیگری از طور عزم سینا کرد

که از نسیم کلامش گلاب می روید

در این کریوه مگر خون عاشقان جاری ست

که لاله ها همه در خون خضاب می روید

به هفت مرحله از هفت خوان گذر کردیم

زخوان هفتم خون، انقلاب می روید

پیر بیداردل شیراز محمد خلیل جمالی هم از آن پیر با سیمای سحر خبر می دهد که خم دل را از وجود خویش پرجوش کرده است . پیری که ما را مست نوش نوش از صهبای سحر می گرداند . شعر را مناسب با موسیقی برونی و آهنگ محسوس موسیقی بیرونی تنظیم کرده است .

سینای سحر

محمد خلیل جمالی

از شرق عشق آمد برون، پیری به سیمای سحر

جوشیده با نور یقین، پوشیده شولای سحر

چون آفتاب افروخته، شب را ز غیرت سوخته

پیراهن از گل دوخته، در باغ زیبای سحر

موسی صفت دل باخته، وادی به وادی تاخته

طور تجلی ساخته در طور سینای سحر

تسبیح خوان، تکبیرگو، شیرین سخن، پر های و هو

از عشق حق، وز شوق هو، سر داده هیهای سحر

از بند کرد آزادمان، پیغام وحدت دادمان

شد از پس ارشادمان، پیمانه پیمای سحر

خم و لا پر جوش از او، دیوانه عقل و هوش از او

ما مست نوش و نوش از او، او مست صهبای سحر

با عشق آمد عقل کل، دست دو تا زد یک دهل

عشق "جمالی" کرد گل، گل ریخت در پای سحر

قادر طهماسبی (فرید) با سرودن شعری تحت عنوان "علم جلوه" به تاسی و اقتضای غزل معروف حافظ با مطلع زیر برآمده است:

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

فرید، فضای سیاسی حاکم بر کشور را قبل از رجعت امام با استخدام تعابیری چون: تشویش ظلام، سیهکاری شام، وسوسه دلتنگی، فصل آشفته دلی، موسم خونین جگری، آفت سستی و تشویش غم، کار نفاق، ظلمت بی نظم و نظام، نقصان در کوکبه ایمان، سایه وسوسه ظلمت و ترفند فساد ترسیم کرده است . برای زدودن آن سیاهی و گریز از آن فضای مسموم از بستر کاربرد هنرمندانه تعابیر زیر بهره مند شده است: سر بر زدن فجر، خندیدن صبح، شکرخند می و گردش جام، نزول روح خدا، سایه تدبیر امام، توحید کلام، علم افراشتن قانون خدا، شب افروزی ماه تمام و شکوفایی خورشید قیام .

فرید با بهره مندی از بن مایه ها و مفاهیم قرآنی بازگشت امام را معادل شب قدر می داند، شبی که روح خدا در آن نزول کرده است . نکته ظریف دیگر که برای قبول نزول امام باید مناسبتی ذهنی را در نظر گرفت . نزول معمولا فرود آمدن از بلندی به پائین یا فرود آمدن از ارتفاع است، نه بمعنی تنزل و سقوط است، بلکه از موضع لطف و مرحمت و عنایت . بگونه ای که برای ورود اشخاص صاحب نام و بزرگ می گویند نزول اجلال فرمودند . شاعر بدون بیان مستقیم فرود هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد از واژه "نزول روح خدا" درکاربردی ایهامی، هنرمندانه بهره مند شده است . به شکرانه این سلامت چنین لطیف و دلنشین در عین حال بارور از زمینه های قرآنی گوید:

شب قدری که در آن روح خدا کرد نزول

کار صد حادثه با سلم و سلام آخر شد

در عین حال استفاده چند پهلویی از کلماتی چون روح خدا (قرآن) و روح خدا (نام امام) و سلم (به معنی سلامت) و سلام هم به معنی سلامتی و خوشامدگویی، آنهم با وجود صدها حادثه، توطئه و خطری که در راه بازگشت امام ناممکن نبود .

علم جلوه

قادر طهماسبی "فرید"

فجر سر بر زد و تشویش ظلام آخر شد

صبح خندید و سیهکاری شام آخر شد

شورش اشک غم و وسوسه دلتنگی

با شکر خند، می و گردش جام آخر شد

شب قدری که در آن روح خدا کرد نزول

کار صد حادثه با سلم و سلام آخر شد

فصل آشفته دلی، موسم خونین جگری

همه در سایه تدبیر امام آخر شد

آفت سستی و تشویش غم و کار نفاق

شکر لله که به توحید کلام آخر شد

علم جلوه برافراشت چو قانون خدا

جور آن ظلمت بی نظم و نظام آخر شد

بود نقصانی اگر کوکبه ایمان را

با شب افروزی این ماه تمام آخر شد

سایه وسوسه ظلمت ترفند فساد

با شکوفایی خورشید قیام آخر شد

پایان بخش این مقاله را انتخاب نمونه های لطیف، شاعرانه و بارور دیگر قرار می دهیم که بی تردید شاعران بازبانی صمیمی امام را مخاطبی آشنا تصور کرده و عاشقانه آمدنش را به گل و اسپند آذین بسته اند، امام را بشیر دوستی و چشمه سار سخا، خم وحدت، همای پرده نشین، مردی از سلاله نور، هودجی از سخاوت و مهربانی، گل همیشه بهار، آفتاب صمیمی، ادامه ظهور می دانند .

قرار هستی ما بی قرار می آید

فاطمه راکعی

دهید مژده به یاران که یار می آید

قرار گیتی چشم انتظار می آید

کلید صبح به دست و سرود عشق به لب

ز انتهای شب آن شهسوار می آید

ز تنگنای خیالم گذشته است و کنون

به پهندشت دلم آشکار می آید

طلسم کین به سرانگشت مهر می شکند

بشیر دوستی پایدار می آید

سخای اوست که از چشمه سار می جوشد

شمیم اوست که از لاله زار می آید

صدای اوست، زحلقوم باد می شنوم؟

خروش اوست که از آبشار می آید؟

به جلوه ای که از او دیده آفتاب، چنین

به جیب برده سر و شرمسار می آید

جهان برای تماشا به پای می خیزد

به دستبوسی او روزگار می آید

دریغ کز غم خوبان گرفته است دلش

چو لاله ملتهب و داغدار می آید

به سوگواری گلها، به غمگساری عشق

قرار هستی ما بی قرار می آید

سپیده دم

مشفق کاشانی

شبی که از خم وحدت شراب برمی داشت

ستاره ریخته بود، آفتاب برمی داشت

ریاض فیض حضورم ز خویشتن می برد

ز چشمخانه دل تا حجاب برمی داشت

چمن به مقدم او شاخه شاخه گل می ریخت

صبا به تهنیت او گلاب برمی داشت

به کام تشنه لبان از کرانه های سراب

سحر ز چشمه خورشید آب بر می داشت

جهان به غلغله از قمریان باران بود

اگر دریچه ز باغ سحاب برمی داشت

خیال بال گشا، تا حریم او می رفت

همای پرده نشین سر زخواب برمی داشت

به جام شب زدگان مهر مردمی می داد

ز شام سوختگان اضطراب برمی داشت

به خشم تا سر اهریمن افکند از پای

به نام ایزد، تیغ شهاب برمی داشت

ز برق نعل سمندش شراره می زد باد

عنان صبر اگر از رکاب برمی داشت

به رستخیز فلق مردی از سلاله نور

سپیده دم علم انقلاب برمی داشت

ای آفتاب صمیمی

علیرضا قزوه

آمدی

مانند آفتاب که می آید

با هودجی از سخاوت و مهربانی

با دستانی بهارآور آمدی

ای گل همیشه بهار

ای عطر نفسهای پیروزی

فرش راهت گلهای اشتیاقی بود که از دیده فشاندیم

و هدیه مان

دل ناقابلی که برخی یک نگاه تو کردیم

برآمدنت

صد اربعین آدینه را به چله نشستیم

نماز حاجت خواندیم

و گریستیم تا تو بیایی

در گرگ و میش حادثه آمدی

چون موسی که در پناه دستهای خدا آمد

و گوساله پرستان سامری

فراری شدند، آری

سنگ است آن دلی که به گفتارت

ایمان نیاورد

ای آفتاب صمیمی

ای ادامه ظهور ...

دستان مهربانت را

از ما دریغ مدار

ما هر صبح با نگاه تو سرشار می شویم


منبع:http://www.hawzah.net


نوشته شده توسط رضا فدایی در شنبه 15 بهمن 1390

حرف های شما (

:: مبارک باد
:: یا علی ابن موسی الرضا (ع)
:: چای را بهتر بشناسیم
:: بهلول
:: نفس راحت!!!
:: شهاب حسینی
:: هشدار بشار اسد به آمریکا
:: اینو گرافیک بحران در منطقه
:: لبیک یا خامنه ای
:: Anti-war protests
:: اهداف آمریکا در سوریه
:: تظاهرات در آمریکا
:: گردشگری(3)
:: رئیس مذهب
:: گردشگری(2)

:: لیست کامل مطالب ارسالی



مدیر وبلاگ: رضا فدایی


:: حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
:: امین آذری(شبکه سوم سیما)
:: علی کریمی
:: سیب خوشبو
:: یاداشت های بیداری
:: هوا را از من بگیر حجاب رانه
:: آخر زمان و ظهور مهدی موعود عج

:: لیست کامل پیوندها



:: شهریور 1392
:: مرداد 1392
:: تیر 1392
:: خرداد 1392
:: مرداد 1391
:: اردیبهشت 1391
:: فروردین 1391
:: اسفند 1390
:: بهمن 1390

:: لیست کامل آرشیو ماهانه

آبر برچسب ها

آمریکا  کارت پوستال امام رضا  پوستر امام رضا  چای ایرانی  دفاع مقدس  سوریه  جنگ ایران و عراق  امام رضا  دکتر محمد مصدق  ولادت امام رضا 

 صفحه نخست | ایمیل ما | لینك آر اس اس | آرشیو مطالب |  طراح قالب

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by http://farzandan-en.mihanblog.com
Design By : wWw.Theme-Designer.Com